دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

پتوی تنبلی!!!

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ق.ظ

بعضی وقتا تنبلی رو برای خودم به یه پتو تشبیه می‌کنم. یه پتوی مهربون که به جای اینکه تو بری سراغش، اون با مهربونیِ تمام میاد سراغت. بغلت می‌کنه، گرمت می‌کنه، نوازشت می‌کنه، پلکاتو سنگین می‌کنه و توی گوشت زمزمه می‌کنه و ازت می‌خواد کارهاتو بعدا انجام بدی‌. لحن و صدای خیلی مهربونی داره. خیلی آرومه... همون زمزمه‌هاش هم می‌تونه تو رو به خواب ببره. 

پتوی تنبلی امشب هم داشت به سراغم میومد. گفت حالا امشبم پست ننویس، اتفاقی که نمی‌افته. بش گفتم باید بنویسم، به خودم قول دادم. گفت خب به خودت قول دادی، به کس دیگه‌ای که قول ندادی! گفتم نمیشه، بعدا از خودم خجالت زده میشم. گفت آخه حرفی هم که نداری بزنی! گفتم کاش چند تا پست می‌نوشتم و ذخیره می‌کردم واسه اینجور وقتا. گفت آره فکر خوبیه، بعدا انجامش بده.

قربونش برم همیشه از ایده‌های تنبلانه من حمایت می‌کنه. اصلا بزرگترین مشوق من توی ایده زدن واسه تنبلیه.

فکر کردم دیدم با این حساب باید ماهی ۳۰ نوشته‌ی ذخیره برای خودم بنویسم برای اینجور وقتا. وقتایی که حرفی نیست و ندارم واقعا! وقتایی که پتوی تنبلی هم خیلی مهربون میشه باهام!

نظرات (۳)

  • مهندس بیکار
  • مرسی خوب بود!
    پاسخ:
    منم مرسی
    و خلاقانه بود.!
    پاسخ:
    ممنون
     سلام دوست من 
    فقط ۲۰ سوره دیگر باقی مانده ست 
    نیت ختم قرآن : مغفرت و دوری از گناه 
    اگر هم نمیتونی شرکت کنی به هر دلیل ولی دوست داری عضو باشی تو کمپین صلوات شب نوزدهم که نیتش شفای کودکان سرطانی شرکت کن 
    موفق باشی 
    پاسخ:
    ممنون که دعوت کردین
     توی کمپین صلوات شرکت میکنم اگه یادم بمونه :) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی