دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

پست هفت بیجار!

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ق.ظ

یک . می‌خوام یه قرار دیگه با خودم بذارم، اینکه هر روز یه پست بذارم. حتی اگه شده یه جمله!

دو . به مناسبت خرید هندزفری جدید رفتم یه عالمه آهنگ دانلود کردم.

سه . امشب حس یه گوسفندو داشتم که با پای خودش رفته توی کشتارگاه گوسفندا و منتظر نشسته تا قصابا براش تصمیم بگیرن که زنده بمونه یا بمیره.

چهار . بالاخره ماه رمضون عزیزم رسید که متاسفانه تنها نقطه اتصال من با خداست. البته اگر هنوز هم متصل باشم... :(

پنج . امروز یه آقای روحانی‌ای توی تلویزیون درباره آمادگی برای رمضان می‌گفت. لا به لای حرفاش گفت که خدا فقط از سه گروه مایوس شده... دایم‌الخمرها، اونایی که دچار عاق والدین شدن و اونایی که قطع صله رحم کردن. دومی و سومی قابل درک بود ولی اولی رو هرچی فکر کردم نفهمیدم چرا ؟؟

شش . امیدوارم امیدوارم امیدوارم خدا از منِ سیاه و کثیف، ناامید نشده باشه ... 

هفت . سالها با تمام دنیا لج کردم و حالا احساس می‌کنم بیشتر از همه با خودم لج کردم!

نظرات (۴)

  • محمد جواد شهباز نسب
  • التماس دعا ماه رمضان
    پاسخ:
    محتاجیم به دعا
    اینکه آدم با خودش لج کنه حس خیلی بدیه. نکنید این کارو 
    پاسخ:
    خیلی دست خود ادم نیست فکر کنم
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • درمورد دایم الخمرها، به همون دلیلی که گفته "یا أیها الذین آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سکارى" !
    التماس دعا.
    پاسخ:
    ربطشو نفهمیدم! در حال مستی نماز نخونید ولی چرا خدا باید مایوس بشه از این آدما؟ شاید یه روزی برگردن، یه روزی توبه کنن.
    مایوس شدن خدا از انسان خیلی وحشتناکه و باید انسان مرتکب گناه خیلی بدی شده باشه!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • وحشتناک ترینه!
    پاسخ:
    :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی