دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

بايگاني

...

يكشنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۴۴ ب.ظ

داشتم فکر می‌کردم من همیشه داشتم از زندگی فرار می‌کردم. هر چیزی که بهم حس زندگی کردن رو میداد به تعویق می‌انداختم برای بعد. انگار که الان وقت زندگی کردن نیست. بعدا این کارها رو بکن. الان فقط زنده بمون. زندگی برای الانِ تو نیست. زندگی برای تو نیست. طوری که الان هم هر وقتی کاری میکنم که خود زندگی کردنه خودم در حینش از خودم تعجب میکنم. انجام بدم؟ نذارم برای بعد؟ لذت ببرم؟ باشم؟ زندگی این بود؟ و چه زیباست زندگی. چه ساده. چه بی ریا. مثل آفتاب.

چه کرد این آدم با من که زندگی کردن هم برام ترسناک شده بود، از بودن کنار این آدم زندگی کردن برام شده بود یه کار عبث. یه چیز پیش پا افتاده و  احمقانه. نیاز شده بود ضعف. احساس شده بود زشتی غیر قابل تحمل. علاقه شده بود تهدید.

این روزها هر نشانه‌ای از دیکتاتوری حکومت رو که می‌بینم یاد اون آدم و رفتارهاش برام زنده میشه. من زاده و نفس کشیده در فضای دیکتاتوری‌ام.

از این روزها هم بگم؟ من هم تونستم وارد سوشال مدیاها بشم. ویدیو ها رو دیدم. کشته شده ها رو. زخمی ها رو. گریستم. زیاد. زندگی‌ای که توی دو هفته قطعی اینترنت روی روتین نگهش داشته بودم، خونه تمیزم و بدنم که بهش خوراکی‌های خوشمزه داده بودم، همه با هم از هم پاشیدن. هنوز نه خودمو جمع کردم نه زندگی رو. دوستی که از دستم کلافه بود چرا روتین دارم حالا ازم کلافه‌است که چرا غمگینم. چرا حوصله سابق رو ندارم.

من مثل همه مون به هزاران جانی که در این جنایت از بین رفتن فکر میکنم. به زندگی‌های نکرده. به جوون‌هایی که مرگ خیلی زود بود براشون. به هزاران جانی که در خطرن فکر میکنم. به هزاران چشمی که حالا نمی‌بینند. توییتر رو باز میکنم. قبلا هم گفته بودم. بچه‌های توییتر خوب بلدند با کلمات اتفاقات هولناک رو برامون هضم کنند. با خودم تکرار میکنم. این جنایت بود، این قتل عام بود. ما در خطریم. حرف زلینسکی رو تکرار میکنم. که اگه ج ا بمونه این پیام رو به دنیا میده که آدم بکش و در قدرت بمون. ۹۸ هم با خودم تکرار میکردم. حادثه نبود جنایت بود. مرگ نبود کشتار بود. اتفاق و خطا نبود شلیک به عمد بود، اون هم دوبار.

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی