...
تو توییتر خوندم که دختری نوشته بود از وقتی دیتینگ رو شروع کرده و به خودش اجازه داده که مورد علاقه کسی واقع بشه و دوست داشته بشه فلان...
راستش توییتش رو یادم نمیاد! نمیتونم هم برگردم و پیداش کنم. یادمه نوشته بود که تکلیفش با خودش بیشتر مشخص شده و میدونه چی میخواد.
اومده بودم اینجا از توییت اون بگم و در ادامه از جمعبندی خودم. ولی توییت رو فراموش کردم و میمونه جمعبندی خودم.
داشتم به دوستم میگفتم من برای این چیزی که هستم، یعنی دختر مستقل و قوی خیلی زحمت کشیدم و برام خیلی سخته بخوام اجازه بدم کسی من رو حمایت کنه. حتی در چیزهای کوچکی مثل اینکه برای من حساب کنه، منو برسونه و الی آخر.
دوستم میگفت گاهی خوبه که این اجازه رو به خودت بدی. این گیرنده بودن بخشی از زنانگیه. که مردا هم دوست دارن ساپورتیو باشن.
و من بعد یاد اون توییت افتادم. که حالا در جنگ با خودمم که گیرنده باشم. که آسیبپذیر باشم. که شکننده باشم. که میدونم بخشی از زنانگی اینه. که میدونم این زنانگی و گیرنده بودن ربطی به جنسیتم نداره. که میدونم یکی از مراحل رشد روانیه. که درش راحتی و امنیتی هست که در هیچ چیز نیست. ولی سخته :)
کمی به خودم و اون اجازه دادم که دختر مستقل و قویای جلوی اون نباشم. ولی تظاهر بود :)
این روزا به این دارم فکر میکنم که چطور به خودم اجازه بدم خواسته شدن رو. کجا مرزهام رو کنارش آسون بگیرم.
البته اون هم از این مستقل و قوی بودن من خوشحاله. دوست داره با دنیای من آشنا بشه. وارد دنیای من بشه. اما من سردرگمم.
پ ن: این رو هم اومده بودم بنویسم که یادم رفت. حس میکنم چیزی در من تغییر کرده که حالا دیده میشم. خواسته میشم. که اجازه میدم آدمی به من نزدیک بشه. این قبلا در من نبود. اما اینکه چی میخوام. و خواسته من چیه هنوز برام مبهمه
- ۰۳/۱۱/۱۲
شاید مرز خیلی باریکی داره.
منم دختر مستقل رو ترجیح میدم. و لزومن منظورم استقلال مالی نیست.