دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

بايگاني

...

سه شنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۳، ۱۲:۰۴ ق.ظ

وقتی دارم درباره خودم حرف می‌زنم، درباره اون قسمت‌هایی که ته نخشون به جاهای دارکی وصله، پروانه‌ها دیگه بال نمی‌زنن. خودم هم خاموش میشم. دلم نمی‌خواد حرف بزنم. می‌ترسم ته نخو پیدا کنه و بگیره دستش. می‌ترسم اون یه گره دیگه اضافه کنه به این نخ. می‌ترسم مثل باقی موقعیت‌هام با آدم‌ها. یه جوری خاموش میشم که حتی حرف کم میاد. دیگه به جایی نمی‌رسه که ببینم خب عکس‌العملش چی بوده. بعد می‌فهمه راحت نیستم و بحثو عوض می‌کنه.

وقتی چیزها واقعی میشن هم کمی سرد میشم. واقعیت کلا قشنگ نیست. حتی اگه قشنگ به نظر برسه.

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی