دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

...

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ق.ظ

خدایا من می‌دونم تو هستی. چون اگه نبودی هییییچ امیدی نمی‌موند برام. چطوری درک کنم بودنت رو. کنارم بودنت رو. کنارم هستی؟ چطور ببینمت؟ خدایا دلم می‌خواد تنها امیدم باشی. دلم می‌خواد با تمام وجود درک و لمست کنم. درک و لمس... جایزه نه. همین که بفهممت. خدایا دلم می‌خواد بتونم با تمام وجود بت اعتماد کنم. با تمام وجود بت توکل کنم. بت تکیه کنم. با تمام وجود محبتت رو جذب کنم. نمیخوام هیچ هدف دیگه‌ای جز تو داشته باشم.


اصلا لیاقت دارم؟ کمکم میکنی؟ راه چیه؟ میگی؟ دستمو می‌گیری؟ می‌بینی منو؟



نظرات (۲)

کاش باشه....
کاش ببینه......
پاسخ:
هست :)
😐
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی