دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

تنهایی...

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ب.ظ

میدونی تنهایی به این معنی نیست که فقط کسی اطرافت نباشه... یا کنج اتاق زندگی کنی و دوستی نداشته باشی و اینا! یا مثلا وسط کویر زندگی کنی!... یا حتی مثلا دو روز خونوادت برن سفر و تو تنها باشی تو خونه و دلت بگیره...
میخوام کلمه ی «تنهایی» رو برات باز کنم... همونی که زبون ما قاصره از معنی کردنش، همون که انگلیسیش فلانه و حتی حال ندارم برم ببینم کدوم بود چون همیشه این حسو دارم که برعکس میگم!!
«تنهایی» یعنی اینکه هیچ کسی نباشه تا باهاش از اتفاقات روزمره ات صحبت کنی... اتفاقات روزمره هااااا... اگه برای اتفاقات بزرگ و مهم زندگیت هم کسی رو نداری تا اونا رو باش به اشتراک بذاری دیگه خیلی بدبختی... عمق بدبختی تو رو من میفهمم... نگران نباش...
تنهایی یعنی اینکه غریبه ها دلشون برات بسوزه و نزدیکانت اصلا نفهمنت! درک کردن که اصلا یه حالت ایده آله... منظورم من فهمیدن خالیه... همین که بگی سردمه و طرفت بفهمه سردته!
تنهایی یعنی گوشیییی نداشته باشی تا حداقل برای پنج دقیقه (فقط پنج دقیقه) بشینی براش صحبت کنی و چیزی نگه... ببین باز اینجا من منظورم فهمیدن نیستااااا.... فقط گوش کنه کافیه.... دیگه تو یه پله بالاتر دیدش نسبت به تو عوض نشه... بازم اگه یه پله بالاترو دوست داری بدونی اینه که قضاوتت نکنه... پله ی بعدی عکس العمل بد نشون ندادنه.... و پله ی اخر دوست داشتن بی قید و شرطه (که این اصلا خود بهشته)
تنهایی یعنی غریبه ها بیشتر از اشناها بهت کمک کنن.... ببین باز منظورم این نیست که توقعی برات ایجاد شه... صرفا موقعی رو میگم که چشم باز کنی و ببینی غریبه ها چققققققققققققققدر بت کمک کردن و تو چقدر غریبه بودی برای اشناهات! مثل همین پنج شنبه ی گذشته ی خودم!
تنهایی یعنی دیگه پف چشم هم بخشی از چهره ات شده باشه... که اگه یه روز چشمات پف نکرده باشه همه تعجب کنن! 
تنهایی اصلا یه مجموعه از احساساته.... لزومی هم نداره غمگین باشی.... میتونی در عین خوشبختی (در نظر دیگران) باشی ولی این تنهایی مثل خوره تمام روح و روان و انرژیتو بخوره... که البته میتونه حتی زمین گیرت هم بکنه
تنهایی... اصلا برای منم خیلی غریبه هنوز! دوست ندارم بیشتر از این توش غرق بشم.... ولی توی این عمقی که هستم دوست دارم برات داد بزنم بگم که چیز خیلی مزخرفیه... نیا طرفش... بیشتر غرق نشو... خودتو نجات بده... اما چجوری؟ نمیدونم!!!


بعدا نوشت : اینو یادم رفت بگم که تنهایی یعنی خجالت بکشی که با خدا هم صحبت کنی...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی