دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

...

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ب.ظ

یادم باشه اگه در آینده خدا  بچه ای بهم داد و قرار شد براش اسم انتخاب کنم فقط به معنا و ایناش فکر نکنم یا اینکه مثلا به فامیلیش میاد یا نه!!!! یا به اسم من و باباش میاد یا نه!!!! یا حتی به اسم خواهر برادراش!!! یا جدیده یا نه و اینا... به اهنگ اسمش هم فکر کنم. که وقتی قربون صدقش میرم چطوری میشه اهنگ صدا زدن اسمش. یا وقتی میخوام بش بگم بیاد ناهار بخوره... یا وقتی از دستش عصبانیم... یا وقتی باهاش قهرم... یا وقتی دلم براش تنگ شده تو دلم چطوری میشه اهنگ زمزمه ی اسمش ... وقتی بش افتخار میکنم... وقتی براش دعا میکنم... وقتی بهش تکست میدم... وقتی از اون طرف خیابون صداش میزنم... وقتی بابا یا مامان شده و حالا دیگه جلوی بچه هاش اسمشو صدا میزنم... وقتی میخوام گولش بزنم... وقتی میخوام بیدارش کنم... وقتی میخوام ازش سوالی بپرسم... یا وقتی عجله داریم و دیر میکنه و میخوام برم رو مخش... کلا وقتایی که میخوام برم رو اعصابش، چون این جور وقتا ممکنه از اسمش متنفر بشه. باید حواسم میشه با چه اهنگی از صداش متنفر میشه...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی