دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

حواس‌پرتِ مهربون شدم مثلا!!!

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۴ ق.ظ

لقمه‌ی صبحانه فردای بابامو درست کردم و گذاشتم جای همیشگی. الآن که اومدم چراغ اتاقو خاموش کنم و بخوابم یادم افتاد فردا جمعست!

وقتی بیدار بشن و لقمه رو ببینن بم میخندن :|

نظرات (۱)

  • مترسک ‌‌
  • عه، چه مهربونی! بابا هم نشدیم برامون صبح به صبح لقمه حاضر کنن :))
    پاسخ:
    مهربون نبودم، حواس پرت بودم درواقع :دی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی