دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

دست‌هایی که حرف می‌زنند

دست‌ها

این وبلاگ قراره فضایی باشه برای حرف زدن من. البته نه به وسیله‌ی دهان، بلکه به وسیله‌ی دست‌هایی که تایپ می‌کنند!

طبقه بندی موضوعی

کپی کردم احساسم رو!

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۶ ب.ظ

یکی از عذاب وجدان دارنده‌ترین کارهایی که کردم، وقتی بود که برای تبریک ازدواج دوستم رفتم پیام تبریک ازدواجی که چند هفته قبل به یکی دیگه از دوستام فرستاده بودم رو کپی کردم. بعد اسم‌ها رو عوض کردم و همینطور یه جمله‌ سه کلمه‌ای رو هم حذف کردم و بعد این پیام رو برای دوست تازه ازدواج کرده‌ام فرستادم. 


پ ن : چون من برای خودم توی ذهنم اینطور تعریف کردم که باید برای آدم ها وقت گذاشت. حتی در حد پنج دقیقه برای فکر به اینکه چه پیامی باید بفرستم. و وقتی وقت نگذاری، کم لطفی کردی در حق اون فرد. با اینکه حتی متوجه هم نمیشه‌.

نظرات (۶)

جالبه
پاسخ:
جالب؟!
  • ( ک) شباهنگ
  •  بله خیلی هم کم لطفی است ..
    شاید کم محبتی هم باشد 
    پاسخ:
    بله خیلی
  • عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
  • چه جالب
    :)
    پاسخ:
    برام جالبه که جالب بوده! :)
  • داداش مهدی
  • یاد پروژه‌های آماده افتادم :)) دقیقا فیلمایی که آتلیه‌ها برای عروس دامادا میسازن همین شکلیه. فقط اسم و تصویرا عوض میشه! قالب همونه.
    پاسخ:
    :))
  • آرزو ﴿ッ﴾
  • منم چند روز پیش احساس کردم دیگه بیش از حد دارم یه لقب خوب رو به همه نسبت میدم، باید انحصارا واسه همونی نگهش دارم که اولین‌بار حس کردم اونجوریه و برای بقیه فکر کنم و یه صفت منحصر به‌فرد براشون در نظر بگیرم!
    پاسخ:
    یکی از صفت‌های خوب شما بامحبت و به فکر همه بودنه شاید :)
    خوبه حالا اشتباه نکردی اون وسط، مثلا یادت بره یکی از اسم ها را از اون وسط حذف کنی و این حرفا :-|
    پاسخ:
    اگه اشتباه میکردم واقعا چقدر بد میشد :دی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی